عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

210

كشف الحقايق ( فارسى )

باشد از جهت آنكه موت در برابر حياتست : موت طبيعى و موت معنوى و موت از حيات طيبه و موت از حيات حقيقى . و چون موت و حيات بر انواع و مراتب باشد به ضرورت بعث و قيامت هم بر انواع و مراتب باشد از جهت آنكه انواع و مراتب موت و حيات بىبعث و قيامت نتواند بود : قيامت صغرى و قيامت وسطى و قيامت كبرى و قيامت عظمى . فصل چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه چون فرزند در شكم مادر متولد شد و موجود شد « 1 » و حيات يافت و از شكم مادر به اين عالم بعث شد يوم القيامه است زيرا كه زنده شد و از گور مادر برخاست و چون ببلوغ رسيد يوم‌الجمعست زيرا كه حيات و عقل و شرع جمع شدند و چون هر چيز را آن‌چنان‌كه آن چيز است بتفصيل دانست يوم الفصل است زيرا كه حق را از باطل بازشناخت و چون پيش از مردن خود را بميرانيد و خود را از ميانه برداشت و نيستى خود را بيقين و هستى خداى را بيقين شناخت يوم تبلى السرائر است زيرا كه آنچه پوشيده بود ظاهر شد و چون در نيستى خود و هستى خداى يقين حاصل كرد و از هرچه هست راضى شد به مغفرت و رضوان رسيد يوم الدين است زيرا كه جزاء عمل و سعى خود يافت يعنى يقين جزاى عملست اينست معنى : وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ « 2 » . اگر فهم نكردى روشن‌تر بگويم : فصل بدانكه چون فرزند از مادر در وجود آمد و به اين عالم بعث شد اين زادن را ولادت طبيعى گويند و اين زندگى را حيات طبيعى گويند و اين برخاستن از گور مادر را قيامت صغرى گويند كه يوم القيامه است . و فرزند در اين حيات از هيچ آگاه نباشد يعنى هيچ علم نداند نه باجمال و نه بتفصيل همچون طوطى كه هرچه بشنود همان بازگويد . پس در اين مرتبه به زبان خداى يكى گويد و اين درجه

--> ( 1 ) - در شكم مادر موجود شد ( 2 ) - حجر 99